برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
امکان ندارد درسخوان بوده باشی، کنکورت در سالهای دهه هشتاد باشد و در کتابخانه دبیرستان نگاهت به کتابهای کمک اموزشی با برگ کاهی "اندیشه سازان" نیفتاده باشد.
حتما هم وقتی شروع به تورق کردی در صفحه اول کتاب با خط خوش این جمله نوشته شده بود:
«زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد»
به شخصه خود من اکثر پول توجیبیها و تنخواهی که از پدرم میگرفتم را خرج این اندیشه سازان کردم.تابستانها که یکماه ، یکماه و نیم به دیدار مادربزرگ به مشهد میرفتیم، اولین جایی که بعد رسیدن میرفتم پاساژ بهار و کتابفروشی گلها در طبقه -1 بود.
اقا حبیب نامی بود ، مسن و خوش برخورد که کتابهای دست دوم بچه های کنکور داده را میخرید و بعد تمیز کردن و صحافی مجدد به دانش اموزان با قیمت منصفانه ای میفروخت.یک قفسه هم داشت برای کتابهای اندیشه سازان و خودش میگفت که این قفسه هر سال پر و خالی میشه و این درحالی بود که 3 سال از بسته شدن انتشارات اندیشه سازان میگذشت.
تمام این قضایا را گفتم تا برسم به دکتر فرهاد میثمی،
ایشان را ندیدم، اصلا تاحالا عکسی ازشان مشاهده نکردم اما عجیب با نگارش این کتاب و داستانهایی که در آنها بود ارتباط برقرار میکردم. قطعا قسمت عظیمی از شکل گیری شخصیت کنونی من مربوط به روایتهای این کتاب ها بود. یادم است که کتابرا که میگرفتم اولی
برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
حدود 6 ماه به امتحان مانده است.
این پست را نوشتم که بعدها که آن را خواندم بفهمم و بدانم که ایا از این زمان درست استفاده شد یا نه.
ای دوست بیا تا غم فردانخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فرداکه از این دیر مغان درگذریم
باهفت هزارسالگان همسفریم
برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
برچسب: نوستالژی,
نویسنده: زهرا حبیبی