
از دوران کودکی در تمام سریالها و داستان خوانده ایم که پیرمرد ها خصوصا انها که در مسجد مشغول به خدمت هستند همیشه چهره های خندان دارند و تا جوونا و بچه ها رو میبینه به اونها ابنبات و شکلات تعارف میکنه... اما من در مسجدی درس میخوانم که حاج اقا اون مسجد که حکم مدیر مجموعه رو داره، زمین تا اسمان با این خیالات و نوستالژیها تفاوت داره، حاج اقا مسجد ما در مقابل درخواست بیست نفر مبنی بر اینکه زمان بازبودن کتابخونه رو دو ساعت اضافه کنید، بدترین الفاظ رو به کار میبره و طعم تلخ حقارت از طرف یک هموطن رو به ادم میفهمونه...دلیل منطقیش هم دوست بودن دو نفر از دختر و پسرهای کنکوری ساله قبله که الان نیستن.. ایشون که مسئول کل مسجده ولی خود خدمتکار مسجدم یک حاج اقای دیگری است که جواب سلام آدم رو هم نمیده... مواق...
ادامه مطلب
از دوران کودکی در تمام سریالها و داستان خوانده ایم که پیرمرد ها خصوصا انها که در مسجد مشغول به خدمت هستند همیشه چهره های خندان دارند و تا جوونا و بچه ها رو میبینه به اونها ابنبات و شکلات تعارف میکنه... اما من در مسجدی درس میخوانم که حاج اقا اون مسجد ...
ادامه مطلب